اتصال به اینترنت برقرار نیست

لطفاً شبکه خود را بررسی کنید.

Background
بازگشت
کسب و کار

DEI چیست و چرا محیط کار را متحول می‌کند؟

۴ دقیقه مطالعه

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که در یک شرکت یا تیم کاری حضور داشته باشید، اما احساس کنید حرف‌هایتان شنیده نمی‌شود، یا چون شبیه بقیه نیستید، همیشه در حاشیه قرار دارید. در مقابل، شاید تجربه کار در تیمی را داشته‌اید که در آن تفاوت‌های شما نه تنها نقطه ضعف نبوده، بلکه دقیقاً همان چیزی بوده که گره از کار پروژه باز کرده است!

دنیای کسب‌وکار امروز متوجه یک حقیقت بزرگ شده است: تیم‌هایی که اعضای آن دقیقاً شبیه هم فکر می‌کنند و شبیه هم هستند، ایده‌های جدیدی تولید نمی‌کنند. اینجاست که یک مفهوم جادویی و سه حرفی وارد میدان می‌شود: DEI.

اما DEI دقیقاً مخفف چیست و چطور به زبان ساده در شرکت‌ها و تیم‌ها پیاده می‌شود؟ بیایید این کلاف را باز کنیم.

۱. حرف D: مخفف Diversity (تنوع)؛ دعوت شدن به مهمانی!

تنوع یعنی حضور افرادی با پس‌زمینه‌های متفاوت در یک تیم. این تفاوت می‌تواند شامل سن، جنسیت، رشته تحصیلی، تجربیات زندگی یا حتی نوع نگاه به دنیا باشد.

فرض کنید می‌خواهید یک تیم فوتبال بسازید. اگر تمام ۱۱ بازیکن شما بهترین مهاجمان دنیا باشند، آیا تیم شما برنده می‌شود؟ قطعاً خیر! شما به دروازه‌بان، مدافع و هافبک نیاز دارید. در کسب‌وکار هم همین است؛ تیمی که فقط از مهندس‌های کامپیوترِ ۲۰ ساله تشکیل شده، نمی‌تواند نیازهای یک مشتریِ ۵۰ ساله را به خوبی درک کند.

  • خلاصه تنوع: آیا در تیم ما آدم‌های متفاوتی حضور دارند؟

۲. حرف E: مخفف Equity (انصاف و برابریِ شرایط)؛ دادنِ کفشِ هم‌اندازه!

خیلی‌ها «انصاف» (Equity) را با «برابری» (Equality) اشتباه می‌گیرند.

  • برابری یعنی به همه افراد تیم، یک جفت کفش سایز ۴۰ بدهیم. (ظاهراً مساوی است، اما پای خیلی‌ها را می‌زند!)
  • انصاف یعنی به هرکس کفشی بدهیم که اندازه پای خودش باشد تا همه بتوانند با یک سرعت و راحتی بدوند.

در محیط کار، انصاف یعنی درک کنیم که همه افراد از یک نقطه شروع نکرده‌اند. مثلاً اگر یک برنامه‌نویس در تیم شما چپ‌دست است، فراهم کردن ماوس چپ‌دست برای او، یک لطف نیست؛ بلکه ایجاد شرایط منصفانه برای کار کردن است تا بتواند مثل بقیه بازدهی داشته باشد.

  • خلاصه انصاف: آیا به هرکس ابزار و حمایتِ مخصوصِ خودش را داده‌ایم تا موفق شود؟

"Equality vs. Equity" in a simple charcoal

تبلیغات

۳. حرف I: مخفف Inclusion (شمول و مشارکت دادن)؛ دعوت شدن به رقص!

این شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد. شما می‌توانید آدم‌های متفاوتی را استخدام کنید (تنوع)، اما اگر به آن‌ها اجازه حرف زدن و تصمیم‌گیری ندهید، هیچ فایده‌ای ندارد.

همان‌طور که ورنا مایرز (متخصص فرهنگی) با یک مثال بی‌نظیر می‌گوید:

«تنوع (Diversity) یعنی شما را به مهمانی دعوت کنند؛ اما مشارکت (Inclusion) یعنی از شما بخواهند که در مهمانی برقصید!»

مشارکت دادن یعنی فرد در محیط کار احساس امنیت کند. یعنی وقتی در جلسه ایده متفاوتی می‌دهد، مسخره نشود. یعنی احساس کند که بودن یا نبودنش در شرکت واقعاً فرق می‌کند.

چرا DEI فقط یک شعار قشنگ نیست؟ (کاربردهای واقعی)

شرکت‌هایی که واقعاً به DEI اهمیت می‌دهند، فقط به دنبال عکس‌های تبلیغاتی قشنگ نیستند. آن‌ها متوجه شده‌اند که این کار سودآوری و موفقیت دارد:

  • حل مسئله سریع‌تر: وقتی چند ذهن متفاوت به یک مشکل نگاه کنند، راه‌حل‌های بسیار خلاقانه‌تری پیدا می‌شود.
  • وفاداری کارمندان: وقتی آدم‌ها احساس کنند دیده می‌شوند و به آن‌ها احترام گذاشته می‌شود، شرکت را ترک نمی‌کنند (کاهش هزینه‌های استخدام مجدد).
  • درک بهتر بازار: تیمی که اعضای متنوعی دارد، بهتر می‌تواند محصولاتش را به قشر وسیعی از جامعه بفروشد.

حرف آخر

اجرای DEI در یک تیم، نیازمند خرید نرم‌افزارهای گران‌قیمت نیست؛ بلکه نیازمند تغییر در طرز تفکر است. دفعه بعد که در حال تشکیل یک تیم یا برگزاری یک جلسه هستید، از خودتان بپرسید: آیا همه صداها شنیده می‌شوند؟ آیا کسی هست که پتانسیل بالایی داشته باشد اما ابزار مناسب (یا جرات حرف زدن) در اختیارش قرار نگرفته باشد؟

شما چطور؟ تا به حال در محیطی کار کرده‌اید که تفاوت‌های شما را به عنوان یک نقطه قوت پذیرفته باشند؟ یا برعکس، به خاطر متفاوت بودن نادیده گرفته شده‌اید؟ تجربه خود را در بخش نظرات برای ما بنویسید.


نظرات کاربران

دیدگاه خود را بنویسید

پاسخ امنیتی: نه بعلاوه نه =

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!